خرید بک لینک
به نام خدانامه ام را برای وزیر مربوطه در مورد این خانواده و شرکت هایشان نوشتم با قید محرمانه و رونوشت ها هم و آماده کردم تا فردا تحویل دهم وهمین قدر وظیفه دارم ولی تا جایی که بتوانم رهایشان نمیکنم وامروز هم از دارایی تماس واز وصول پاسخ استعلامی گفتند که بنا شد بعدا با من هماهنگ کنند- خسرو آمد سری زد از بیمارستان آمده بود و ساعتی هم استراحت کرد وبعد با عمران هم هماهنگ کردیم و رفتیم حلیمی جنب دادسرا که محشر درست میکند و عمران دوستش را هم آورده بود و قدری هم گپ زدیم خوش گذشت وبعد هم تلفنی با نجفی

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 19:56

به نام خداچند دقیقه ای باران آمد و موجی از شادی و شعف مردم شهر را فرا گرفت وخدا را شاکرم - رونوشت نامه آقای وزیر را ابتدا به مرکز اطلاعات مالی دادم و بعد دادگاه رفتم و نسخه ای را به رییس دادگاه دادم که ضمیمه پرونده شود، جالب این بود شنیدم وکیل محترم محسن برای درخواست ملاقات با او به دادگاه مراجعه داشته که رییس دادگاه در حال مطالعه بوده و گفته باید مطالعه پرونده تمام شود بعد، خدا چقدر سریع ماهیت دروغ را رو میکند از این نظر برایم مهم بود وبرای دادگاه هم شاید؛ که ایشان در جلسه رسیدگی به اتهامات محم

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 19:56

به نام خداسیاوش از پیگیری هایش گفت که تا الان نتیجه ای نداشته- محمد پسر عمویم احوال پرسی کرد وتشکر کردم از لطف او- کسی که پیگیر ملک مادرم است والبته ادعا زیاد دارد پیام داد که پیگیر است وتشکر کردم- آزما چند بار تماس گرفت که نتوانستم جواب دهم به دخترش پیام دادم که پاسخی نداد- عبادتی گفت گوشی اش را سرقت کرده بودند متاثر شدم- روز بیمه را به فعالان این صنعت که شماره ای از آنها داشتم تبریک گفتم- حاذقی سوالاتی حقوقی طرح کرده بود مشورت کرد و کتاب هایی را هم که خریده بود پست کرده که تشکر کردم- زی زی احو

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 19:56

به نام خدافخرالدین با نگرانی در مورد کارش وتماسی که با او گرفته شده مشورت کرد گفتم باید صبور باشد وتامل کند تا تکلیف او روشن شود ولی این تماس و ملاقات آتی با تعریفی که خودت میکنی بعید است مشکل ساز باشد- شهرام اطلاع داد که افضلی دوستشان در باشگاه بوده و همزمان سکته مغزی و قلبی کرده و امروز فوت کرده؛ متاثر شدم او را ندیده بودم اما وصف وی را از اشرفی ها ودوستان دیگر شنیده بودم- یکی از دوستان پیگیر حل مشکل ویلچر برای یکی از بستگانش بود که به یکی از دوستان گفتم- به شهریار پسر حاج باقر برای نحوه درخوا

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 19:56

به نام خداالیاس وخسرو آمدند و باهم رفتیم فاتحه دوستم شاکریان که آقاپور گفته بود اما خودش را ندیدم و سوال هم کردم گفتند ناگهان بیمار شده و ریه را درگیر کرده وفوت کرده؛ از کنار مسجد هم یک خیاطی دیدم که پیراهن های خوبی داشت هرکدام از ما یک عدد خریدیم وخیلی خوشحال شد واین هم قسمت او بود رفتن ما؛ بعد خسرو آمد اورا خانه بردم اما بسیار از او خوشم آمد هیچ سوالی نپرسید وکنجکاوی نکرد- احوال پرس مادر وخواهرها شدم -پدر فاطمه تماس و دعوت کرد برای ایام یلدا وتشکر کردم- به یکی از اشخاص مسئول پیام دادم برای رسا

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 19:56

به نام خدامتن لایحه ای برای دادخواست محسن ونتیجه آن برای دادگاه نوشتم که فردا بفرستم وایران هم با من مشورت کرد و مطالبی در موردی از پرونده شنیده بود که نیازمند پیگیری قانونی بود هر دو مورد را برایم فرستاد و نظراتم را به او منعکس کردم و البته از لحاظ انسانی متاثر شدم دایی او چرا باید به گونه ای رفتار کند و قلدری کند و بی تدبیر عمل کند و بعد هم پسر خارج نشین او و بعد محسن که اکنون خواهرش و خواهر زاده هایش هم در مقابل او قرار گیرند ومحسن با رفتارهایش چه صف کشی هایی که ایجاد نکرد وآن پدر وآن پسرش هم

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 19:56

به نام خداسروش از پیگیری هایش برای تبدیل پولهایش گفت که با اشفعی هم مشورت کرده- دختر خواهر دوستم از پرونده اش گفت که هنوز آن را شوخی گرفته و اصرار داشت کسی از خانواده اش متوجه نشود فعلا وامیدوارم پشتش را همکارانش خالی نکنند- آقا رضا پیگیر نامه اش از طریق گروه ملی بود ولی با توجه به عدم تولید معلوم نیست که اجابت شود- رویا مشورت کرد برای وکالت جدید دادن به حاذقی-با سه نفر از شکات ومرتبطین پرونده صحبت کردم جداگانه در مورد مطالب خنده دار محسن واینکه واقعاً خودش را به این حالت زده یا کلاً همین است؟

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 19:56

به نام خدارفتم مشورت در مورد این پرونده وموارد جدید التحصیل و ایران هم اطلاع داد لایحه اش را به دادگاه فرستاده و مواردی را شرح داده و اظهارنامه ای رسمی هم برای مدیر تصفیه یک شرکت فرستاده تا تکلیف موارد قانونی پس از انحلال شفاف روشن شود و پس از فرصتی که داده مراتب را به دادگاه و نهاد نظارتی مرتبط گزارش خواهد کرد تا مسئولیتی متوجه او نباشد؛ خودم هم لایحه ای دادم و دادنامه دادگاه را برای دادخواست واهی محسن فرستادم تا سونیت وعدم تنبه وی را حداقل دادگاه در جریان ودر پرونده باشد- خسرو ظهر اطلاع داد در

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 19:56

به نام خداخسرو صبح بیمارستان رفت و عصر هم صحبت کردم شکر خدا خوب بود و گفت بهتر است- دادگاه کارکنان دولت رفتم و پرونده رسیدگی به اعتراض من در مورد مالیاتی که تازه به شعبه رسیده بود را سریع انشای رای کرده و تایید کرده بودند؛ خوشحال شدم که تکلیف پیگیری قضایی از این بخش از من ساقط شد و دیگر خود دانند و به من هم سیستمی ابلاغ شد اما عصر مطلع شدم بازرسی کل کشور در دومورد دستور بازرسی موردی داده و یکی همان موضوعی است که ایران دنبال میکند برای انحلال یک شرکت- دارایی هم رفتم و سوابق را مطالعه کردم تقریبا

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 19:56

به نام خداامین اجرای احکام رفته و محکومیت مالی مربوط به او برای محسن به زندان ابلاغ شد، ماه هاست وقت نکرده بود برود، امید هم وقت گرفته که برود و محکومیت مربوط به خودش به زندان ابلاغ شود؛ او بسیار از لحاظ روحی آسیب دید محسن در دوران عقد او پولهایش را گرفته بود ومکرربا پیام های واهی او را امیدوار میکرد و پدرش هم به او دروغ گفت و امید هم خجالت می کشید به من بگوید قربانی اعتماد نابجا به محسن شده تا مجبور شد و کمکش کردم این کارها از ضربه پولی بسیار بالاتر است-مواردی از وکیل این خانواده مستند شد که ای

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 19:56

صفحه بندی